
وقتی هم نوردان ما از قله نانگاپاربات برگشتند ، وقتی آنها از کورژنوسکایا آمدند ، وقتی از قله لنین برگشتند ، وقتی از ......... ، چقدر جای آن پیرمرد ادیب و با صفا و دانشمند شعر و همنورد کوهستانها خالی بود . همیشه عشقی داشتیم که آقای غنی پور با آن لهجه شیرین همدانی اش ، که چقدر به آن می بالید و هیچگاه بدون لهجه صحبت نمی کرد، باز هم با شور و حرارت شعری را برای این قهرمانان بخواند ، شعری برای حماسه سامان نعمتی بخواند............
حال قریب به یک سال از درگذشت او گذشته ولی هنوز هم جای او در دلهای ما است و تصویر او در میان همنوردانی که از دست داده ایم قرار دارد و اشعار او در باشگاه نگهداری می شود و تاریخجه ای از قهرمانی های اعضای باشگاه است . کاش او می ماند و برای بزرگداشت پنجاه و پنجمین سال بنیان گذاری باشگاهی که به عضویت در آن افتخار می کرد شعر بلند دیگری می سرود..........!